حسين مروج

507

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

موارد استعمال : شفعه در مقسوم ثابت نمىشود . شرح لمعه ، كتاب شفعه مقصبة - محل قصبه و به عبارت ديگر نيزار است . موارد استعمال : مقصبه با قطع قصبهء آن احياء مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب شرب مقطع - درخت خرما كه وقت چيدن ميوهء آن رسيده باشد . قاموس فقهى در عرف فقيهان ، زمينى است كه از طرف پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم و يا امام عليه السّلام به عنوان عطيه به شخصى داده شده است . موارد استعمال : مقطع را نمىتوان بدون اذن صاحب آن احياء كرد . شرح لمعه ، كتاب احياء موات مقطور - زمينى است كه باران به آن باريده باشد . در عرف فقيهان ، شترى را گويند كه در قطار باشد و در قطار راه رود . موارد استعمال : جلودار حيوان ضامن جنايتى است كه حيوان با دست‌هايش انجام مىدهد ولى فقها در مقطور اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب ديات مقطوع المذاكير - كسى كه آلت رجوليت او قطع شده است . موارد استعمال : يكى از عيوب مجوز فسخ نكاح مقطوع المذاكير بودن مرد است . طلبة الطلبه ، كتاب طلاق مقطوع اليد و الرجل من خلاف - كسى كه دست راست او با پاى چپ و يا دست چپ او با پاى راست او قطع شده باشد . موارد استعمال : مجازات محارب ، مقطوع اليد و الرجل من خلاف بودن است . شرح لمعه ، كتاب حدود مقعى - كسى كه روى وركها ( بالاى ران ، سرين ) بنشيند . موارد استعمال : در حديث است كه حضرت به صورت مقعى غذا مىخورد . مجمع البحرين مقلوب - چيزى كه پايين آن‌را در بالا قرار دهند . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، دامن لباس را بدوش و قسمت بالاى آن‌را به پايين بدن بپوشد به اين حالت لباس مقلوب مىگويند . موارد استعمال : به جاى لباس احرام قبا و قميس را مقلوبا پوشيدن كفايت مىكند . شرح لمعه ، كتاب حج مقيم - ثابت و استوار . در فقه ، كسى را گويند كه با نيت اقامت ده روز در جايى بماند . موارد استعمال : مقيم تا مسافرت نكرده بايد نماز خود را تمام بخواند . شرايع ، كتاب صلات مكاتب - كسى كه با او نامه رد و بدل شود . در عرف فقيهان ، برده‌اى را گويند كه با مولاى خود قرارداد كتابت دارد . موارد استعمال : پس از پرداخت مال ( مال الكتابه ) مكاتب آزاد مىشود . شرح لمعه ، كتاب مكاتبه مكاتب مشروط - برده‌اى است كه در عقد كتابت آن علاوه از مبلغ و مدت پرداخت شرط ديگرى ( مانند اين‌كه در صورت عدم پرداخت مال الكتابه به بردگى برگردد ) قيد